
Meet me on the equinox
مرا در اعتدال شب و روز ملاقات كن
Meet me halfway
در نيمه ي راه مرا ببين
When the sun is perched on its highest peak
زماني كه خورشيد را بالاترين نقطه آسمان مي بيني
In the middle of the day
در وسط روز
Let me give my love to you
بزار عشقم رو به تو ابراز كنم
Let me take your hand
بزار دست هات رو بگيرم
And as we walk in the dimming light
و همين طور كه در نور ضعيف قدم مي زنيم
Oh darling understand that everything ends
اوه عزیز دلم بدون که هیچ چیز همیشگی نیست
Meet me on your best behavior
زماني که حال و روز خوبي داري با من ملاقات كن
Or meet me at your worst
يا زماني كه حال و روز خوبي نداري مرا ببين
For there will be no stone unturned
هنگامي كه زمين و زمان به هم دوخته شده
Or bubble left to burst
يا هيچ حبابي نمانده كه نتركيده باشد
Let me lay beside you darling
بزار در كنار تو دراز بكشم عزيزم
Let me be your man
بزار من مرد تو باشم
And let our bodies intertwine
و اجازه بده بدن هايمان درهم بپيچد
But always understand that everything ends
اما هميشه اين رو به خاطر بسپار كه هيچ چيز هميشگي نيست
A window
يك پنجره
An open tomb
يك آرامگاه باز
The sun crawls across your bedroom
آفتاب آهسته روي تخت تو مي خزد
A halo
يك هاله
A waning moon
يك ماه كه رو به نزول مي رود
Your last breath moving through you as everything ends
هنگامي كه همه چيز تمام مي شود نفس آخرت را مي كشي
Oh darling understand that everything ends
اوه عزیز دلم بدون که هیچ چیز همیشگی نیست
من برگشتم با متن آهنگه (مرا در اعتدال شب و روز ملاقات کن) که خیلی دوسش دارم و در مهم ترین
روز سال!جییییییغ جییییییییییییییغ تولد یک سالگی وبه!یعنی نمیدونستین؟
به همبن دلیل به اولین کسی که نظر بده (تبلیغاتی هم نباشه!) جایزه ی نفیسی (البته زیاد حرفامو جدی نگیرین)
داده میشه که بعدا خودش می فهمه!
از تغییرات وب هم تعجب نکنید!به مناسبت تولده.
منم دلم براتون تنگ شده!
لیلی