تبليغاتX
عاشقانه های یک تنها -


عاشقانه های یک تنها

آرزوی من اینست : مثل لیلی و مجنون,پیروی کنیم از عشق...این جنون بی قانون

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید



وقتی عدم چشم تو را هیچ از ازل می آفرید



وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید



وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید



من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی



چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی



یک آن بُد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود


آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود


وقتی که من عاشق شدم، شیطان به نامم سجده کرد


آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد


من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی


چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 17:50 توسط لیلی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست