تبليغاتX
عاشقانه های یک تنها - عهد و پیمان


عاشقانه های یک تنها

آرزوی من اینست : مثل لیلی و مجنون,پیروی کنیم از عشق...این جنون بی قانون

یار ما را از جدایی غم نبود.

در غمش مجنون عاشق کم نبود.

بر سر پیمان خود محکم نبود. سهم من از عشق جز ماتم نبود.

با من دیوانه پیمان ساده بست .

ساده هم آن عهد وپیمان را شکست...

بی خبر پیمان یاری را گسست... این خبر ناگاه پشتم را شکست

 آن کبوتر عاقبت از بند رست

رفت و با دلدار دیگر عهد بست...
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 17:32 توسط لیلی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست