تبليغاتX
عاشقانه های یک تنها - برای تو مینویسم ای «عشق بی عشق من» بی آنکه بخوانی


عاشقانه های یک تنها

آرزوی من اینست : مثل لیلی و مجنون,پیروی کنیم از عشق...این جنون بی قانون

برای تو مینویسم...بی آنکه بخوانی
برای تویی که به گمانم بهترین بودی برای من ،بهترینی که هست ،بهترینی که خواهد بود.کسی که به خیال خام خود ،مرادور می سازد از خود و غرق در خویش می کند،تا برهاندم از آن چیزهایی که عمری مرا به آن واداشته،
وهمراهی باشد برای راهی که در آن قدم گذاشته ام.
ودر کنارم باشد تا این روزهایی که با همه ی سختی بر من میگذرد را آرامشی اندک باشد برای دل زخم خورده ام وسر پر اندیشه ام.
وجوابی باشد برای سئوالات بی جوابم ،ولی کاش اینگونه بود...که نبود.
برای تویی که اولین وآخرین بودی برای من...
من عشق را اینچنین نمی خواهم.
کاش مجبور نبودم که حتا چشمم را بر خوبیهای تو ببندم.
کاش این نوشته ها همه ی آن چیزهایی بود که در ذهنم وول میخورد.عشق تو با همه ی تجربه هایی که به بهای گزافی بدست آوردم همه اش هیچ بود.
نمی دانم با آن همه عطش عشقی که در خود داشتم چرا تو سر راه من قرار گرفتی .
ولی خاطرات روزهای خوشی وناخوشی را در ذهنم ثبت خواهم کرد
بدرود ای عشق اولم که عشق دیگری جز تو در میان نیست ،...
بدرود ای دستان نوازشگر ،...
بدرود ای نگاه پر مهر،...
بدرود ای بوسه های آتشین ،...
بدرود ای گل های سرخ،...
بدرود ای شعله ی بیدار،...
بدرود ای پروانه های رقصان در نور ماه،و...

وباز هم پس از این تنهایی وحرف های گفتنی ام که گوشی برای شنیدنش نیست،وفراق طولانی ام وباز هم دلتنگی وانتظار وانتظارو انتظار...


تو را به خوبی می شناسم ٬ بویت را می شناسم

من شیفته ی تو ام

خداحافظ محبوبم

تو همیشه تک بودی

همیشه برایِ من بودی...!

نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 9:38 توسط لیلی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست