تبليغاتX
عاشقانه های یک تنها - رویای با تو بودن!


عاشقانه های یک تنها

آرزوی من اینست : مثل لیلی و مجنون,پیروی کنیم از عشق...این جنون بی قانون

 
بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست. باز هم از دیوارهای فاصله
 
عبور میکنم ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت
 
غرق میشوم تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم.....
 
شاید  بتوانم به  رویای با توبودن برسم و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن رویایی که دست من را
 
به دستان گرم تو میرساند.آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن
 
عاجز است. در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند، گویی از پیوند دستهای ما
 
روح ما هم به هم پیوند خورده.... و چه زیباست رویای با توبودن

اگه تو دنیا قرار بود جای چیزی باشم
 
دوست داشتم جای اشکات باشم
 
تو چشات متولد شم
 
رو گونه هات زندگی کنم 
 
و روی لبات بمیرم...
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 15:20 توسط لیلی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست